مرتضى راوندى
359
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
شهر رشت : الكساندر خودزكو ، راجع به ارزش اقتصادى رشت مىنويسد : « چون موقع مركزى شهر ، آن را از لحاظ بازرگانى ممتاز مىداشته ، به فرمان شاه عباس ، به پايتختى ايالت گيلان انتخاب شد . تنها 6 شبانهروز راه كاروانرو آن را از قزوين ، عمدهترين انبار كالا در سراسر ايران ، جدا مىكند . از طرف ديگر ، فاصلهاش تا پير بازار كه خود توسط يك راهآبى مناسب با خليج انزلى در ارتباط است ، در حدود يك ساعتونيم مىباشد . از اين طريق ، رشت با تمامى بنادر درياى خزر مرتبط مىگردد . هرچند كه دو سوم جمعيت اين شهر بر اثر كشتار طاعون سالهاى 1832 - 1831 ميلادى ( 1248 - 1247 هجرى قمرى ) از دست رفته است ، باز در حال حاضر ( نيمهء اول قرن نوزدهم ) شهر رشت صاحب شش هزار باب خانه است كه در هفت محله پراكندهاند ، و هفت بازار و ده مسجد و يك قصر و مدارس بسيار دارد . جملهء كوچههايش را با سنگ مفروش كردهاند . در روزهاى « نوغان » ، يعنى اوايل مرداد كه محصول ابريشم بدست مىآيد ، بازارهاى رشت تحركى بينظير به خود مىگيرد . در اين روزها ، مالكان و كشاورزان از همه نقاط گيلان به رشت مىآيند تا محصولات خويش را بفروشند ؛ مالياتهايشان را بپردازند و عروسى فرزندانشان را تدارك ببينند . شهر در اين روزها ، ميعادگاه بازرگانان و سوداگران ايرانى و روس و ارمنى و يونانى است كه از هر سوى فرامىرسند . تحركى كه در اين زمان شهر رشت را فرامىگيرد ، در كمتر شهرى از مشرق زمين نظيرى براى آن مىتوان يافت . تمام معاملات بر مبناى ترقى يا تنزل قيمت ابريشم فيصله مىيابد . نه گرماى خفقانآور روز و نه هواى مهآلوده و پر از پشهء شب ، هيچيك ، التهاب سوداگران ابريشم را تسكين نمىدهد . ابريشم تهيه شده در فومن و لاهيجان از لحاظ زيبايى و ظرافت ، بر ابريشم ولايت رشت پيشى مىگيرد . » « 1 » تحقيق دربارهء مختصات شهرها از جهات مختلف ، از دوره قاجاريه ( عهد ناصر الدين شاه ) آغاز گرديد . از جمله در « كتابچهء راجع به مساجد و تكايا و دكاكين و تعداد نفوس اصفهان » اطلاعات سودمندى به چشم مىخورد : در ابتداى اين رساله ، كه سراسر آمار سياقى است ، مى - نويسد : كتابچهء تعداد عمارات و ابنيه و باغات شاهى و مساجد و مدارس و دكاكين و حمامات و كاروانسراها و امامزادهها و تكايا و بقاع و طواحين و يخچالها و قراولخانهها و كارخانجات و بيوتات مسكونهء واقعه در شهر و خارج شهر بلدهء دار السلطنهء اصفهان ، و تعداد نفوس ساكنين شهر و خارج شهر كه جزو شهر تعداد مىشود ، و نفوس طلاب ساكنين مدارس و كاروانسراها و غيره ، برحسب امر جناب صاحب ديوان ، كلانتر و محتسب و كدخدايان بازديد نمودهاند - به تاريخ محرم الحرام 1287 . » « 2 » شهر بروجرد : دكتر فوريه ، در طى مسافرت خود در ايران ، دربارهء شهر بروجرد ، چنين مىگويد : « بروجرد شهر بزرگى است كه بيست هزار نفر جمعيت دارد ، ولى كثافت آن از حد گذشته . بمحض آنكه از حصار آن داخل شديد ، غير از خرابه و كثافت چيز ديگرى نمىبينيد . تمام
--> ( 1 ) . سرزمين گيلان ، پيشين . ص 13 - 12 ( به اختصار ) . ( 2 ) . فرهنگ ايرانزمين . ج 6 ، ص 12 .